تبليغاتX
دنياى سرگرمی و تفریح

دنياى سرگرمی و تفریح
 حکایت قورباغه و زن

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.

خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

 ژقورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

 خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

 خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

 آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

 قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

 خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

 بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

 خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

 آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

 خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

 نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

 قابل توجه خواننده های خانم؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً ادامه را نخوانید! و کلی با خودتون کیف کنید اما !..

 

..

 

...

 

..

 

..

 

..

 

..

 

..

 

..

 

..

 

..

 

..

..

 

مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 19:3 ] [ رهاوغزل ]


تخم مرغ در اینترویو


تخم مرغی رفته بود اینترویو

تا مگر کوکو شود یا نیمرو



تخم مرغی بود با شور و امید

خواست تا مرغانه ای باشد مفید




فرم استخدام را پر کرده بود

عکس هم همراه خود آورده بود



توی مطبخ از برای شرح حال

پشت هم کردند هی از او سوال:



- کیستی تو، از کدامین لانه ای؟

- بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟



- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟

- توی ماهیتابه بودی تاکنون؟



- تجربه داری و فرزی در عمل

- جای دیگر کار کردی فی المثل؟



- داغ گشتی توی روغن یا کره؟

- حل شدی در شنبلیله یا تره؟



- با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟

- خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟



- پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟

- باد کردی از فشار احتراق؟



تخم مرغ این حرف ها را که شنید

روی وحشت زرده اش هم شد سفید!



ژوری اینترویو هم بی مجال

لحظه‌ای غافل نمیشد از سوال:



- گر "رزومه" داری و "سی.وی" بیار

- ورنه بیخود آمدی دنبال کار



- گر نداری توی کارت سابقه

- ردّ ردّی گرچه باشی نابغه



گفت لرزان تخم مرغ بینوا

نیست قانون شما بر من روا



خوب من تازه ز مرغ افتاده ام

صفرکیلومترم و آماده ام



هرکسی کرده ز یک جائی شروع

میکند خورشیدش از یکجا طلوع



گر نه در جائی خودم را جا کنم

تجربه پس از کجا پیدا کنم؟



گر که مرواری نباشد در صدف

پس چگونه تجربه آرد به کف؟



گر که در میدان نرفته کره اسب

تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟



گفت "شف" با او که: - زر زر کافیه!

- بیش از این هم ماندنت علافیه



ـ تخم مرغ هم اینقدر پر مدعا

- دست به نطقش را ببین بهر خدا!



- تجربه اول برو پیدا بکن

- بعد فکر پخت و پز با ما بکن



تخم مرغ بینوا با قلب خون

آمد از آن آشپزخانه برون



رفت غمگین، صاف پیش مادرش

تا که گرما گیرد از بال و پرش



گفت مادرجان مرا هم جوجه کن

جزو باند جوجه های کوچه کن



مرغ مادر گفت که: - دیر آمدی

- پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟



- من به تو گفتم بگیر اینجا قرار

- تو خودت عازم شدی دنبال کار



- مهلت جوجه شدن شد منقضی

- پس چه شد کوکوپزی، نیمروپزی؟



تخم مرغ اشکش درآمد پیش مام

ماجرا را گفت از بهرش تمام



گفت در نیمروپزی گشتم کنف

چونکه از من تجربه میخواست شف



سابقه یا تجربه با من نبود

آشپزخانه مرا ریجکت نمود



موعد جوجه شدن هم که گذشت

آه مادر بچه ات بیچاره گشت!



من از آنجا مانده، زینجا رانده ام

فاتحه بر هستی خود خوانده ام



رفت فرصت های عالی از کفم

حال دیگر کاملاً بی مصرفم



پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟

میروم الان خودم را میکشم!



گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا

- چند مدت صبر کن بهر خدا



- صبر کن طفلم بیاید نوبهار

- باز پیدا میشود بهر تو کار



- گرچه اکنون فرصتت سرآمده

- تو نگو دنیا به آخر آمده



تخم مرغ آنجا به حال انتظار

ماند تا از ره بیاید نوبهار

×××

عید نوروز، عید پاک آمد ز راه

روی هر میزی بساطی دلبخواه



شربت و شیرینی و قند و نبات

تخم مرغ رنگ کرده در بساط



روی میز خانه‌ی بانو بهار

یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار



تخم مرغ ما نشسته آن میان

میفروشد فخر بر اطرافیان



از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد

حرف های مادرش آمد به یاد:



- بهر هرکس در جهان قدقدقدا

- هست یک جا و مکان قدقدقدا



- نیست بی مصرف کسی قدقدقدا

- هست امکان ها بسی قدقدقدا



- هرکسی باید بیابد جای خود

- تا نهد جای مناسب پای خود



- پس تو هم توی مدار خویش باش

فارغ از مأیوسی و تشویش باش



- چون شبیه تخم‌مرغ است این کره

- روز و شب گردش کند بی دلهره



- خود تو هم هستی عزیزم بیضوی

- در مدار خویش گردش کن قوی



- زندگی زیباست، زیبایش ببین

- هم ز پائین، هم ز بالایش ببین



تخم مرغ ما ز پند مادری

شادمان لم داد آنجا یکوری



گفت گر مطبخ به من میداد کار

در کجا بودم کنون ای روزگار؟



گشته بودم جوجه گر روی حساب

ای بسا که میشدم جوجه کباب



پس چه بهتر که بد آوردم زیاد

حال راضی هستم و ممنون و شاد



تخم‌مرغم، بیضی‌ام، شکل زمین

پس غم دنیا به تخمم بعد از این!



نظر يادت نره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه




[ دوشنبه 1390/11/24 ] [ 18:4 ] [ رهاوغزل ]
اینبار قول بدهیم که نخندیم …


به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب

نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.

نخند

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،


به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،
نخند

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،…….
خیلی ساده

[ دوشنبه 1390/10/05 ] [ 21:39 ] [ رهاوغزل ]

فرق یک مرد با یک گربه چیه؟
یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه و براش مهم نیست که کی بهش غذا میده، اون یکی یه حیوان ملوس خانگیه

 

******************************

میدونی فرق حادثه و فاجعه چیه؟
وقتی مادرزن تو دریا غرق بشه این یه حادثه است. اما اگر کسی نجاتش بده اون وقت فاجعه است.

 

******************************


وقتی بارون میباره همه چیز زیبا میشه. گلها ، درختان ، ... همه چیز..

میگم تو هم برو زیر بارون شاید یه فرجی بشه.



******************************


نگاهم در نگاهت کرد برخورد
خدا مرگت دهد حالم به هم خورد

 

******************************


دخترا دنبال یه پسر میگردند که 1000 تا آرزوشونو برآورده کنه
پسرا دنبال 1000 تا دختر میگردند که یه آرزوشونو برآورده کنه

 

******************************


خدا اندی رو مرگ بده.... از وقتی که گفته خوشگلا باید برقصن دیگه به هیچ کدوم از کارام نمی رسم.

 

******************************

مضرات امتحان:
افزایش بار علمی به طور ناخواسته ..
کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه
رواج فرهنگ غلط پاچه خواری برای معلمان
افزایش خشونت علیه حیوانات ( خر زنی)
چپ و چول شدن چشم ها بر اثر روش های غلط تقلبی
سردرد حاصل از تمرکز

 

******************************


بنی آدم اعضای یکدیگرند
که مثل سگ بهم می پرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
که پنچر شود چرخ آموزگار
توکز محنت دیگران بی غمی

گمونم پسرعمه شلغمی

 

******************************


به دریا بنگرم روی تو بینم.... به صحرا بنگرم روی تو بینم... نمیدونم کی رو عینک رید که هر جا بنگرم روی تو بینم

 

******************************


کشاورز پیر در کنار گاوآهنی فرسوده ایستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش مینگریست و همچنان منتظر بود..... چون گاوش داشت اس ام اس میخوند

 

******************************

 

برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید

 

******************************

 

آخه یه روز تیک میگیری...
لباسای شیک میگیری...
باباتو میکنی کچل..
تا دماغتو کنی عمل...
با همراهت زنگ میزنی....
عینک رنگ رنگ میزنی....
این دل و اون دل میزنی...
تا به موهات ژل بزنی..
جنس لباست تریکو....
موزیک الکس و انریکو....
جورابای فسقلکی ...
روسری های الکی...
خوشی با این تیپ خفن...
الان قشنگی مثلا...

 

******************************

 

میدونی فرق تو با گاو چیه؟
شوخی کردم هیچ فرقی ندارید این هم هستید.

 

******************************

 

از صفر من تا بیست تو
راهی به جز تقدیر نیست
دلخوش به استادم نکن
حذف اضطراری دیر نیست.
من غایبم یا در سکوت
تو حاضر و در گفتگو
من غافل از استاد و درس
تو می نویسی مو به مو
با جزوه و فرمول بیا، تا پاس کنم یک واحدی
چیزی نخواندن بهتر از یک شب تلاش بیخودی
با عشق در دانشکده جایی برای درس نیست
البته ترم هفت و هشت ، دیگر مجال ترس نیست.
دانشجو گر عاشق شود، بی پرده مشروط می شود.
چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط میشود!!!

 

******************************

 

از جیب و جان که برآید که از عهده ی خرجش به درآید.
ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند
تا تو مدرک به کف آری و به کارش نبری
همه مانند تو سرگشته و بیکار وغمین
طی شود عمر به بی حاصلی و در به دری

 

******************************

 

سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی پولی/ هر ترمی که آغاز می شود، موجب پرداخت زر است و چون به پایان می رسد سبب ضرر/ پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب

 

******************************

 

دعای پایان ترم
الهی ادرکنی پاسنا امتحانی به نمراتن دهی و گاهن دوازدهی... حفظان من مشروطی و فلجن استادی و لغوا امتحاننا..

 

******************************

 


دنیا دیگه مث تو نداره ؛ نداره نمیتونه بیاره؛ میدونی چرا؟ چون نسل دایناسورها منقرض شده.

 

******************************

 

معلم همچون شمعی است که می سوزد و دود میکند و هوا را آلوده می کند. پس از معلم دوری کنید. ستاد مبارزه با آلودگی محیط زیست.

******************************

 

 

بچه هویج داشته با مامانش تو خیابون راه می رفته... یکدفعه میزنه زیر گریه!! مامانش میگه چی شده؟
میگه آب هویج دارم..

 

******************************

 

ازم آرام و بگیر... راحت دنیامو بگیر... از لبم جامو بگیرو.. دلخوشی هامو بگیر... اما انرژی هسته ای که حق مسلم ماست رو ازم نگیر...

 

******************************

 

دنیا رو بدون خانم ها تصور کن
بازارها خلوت
پول ها اضافه
خیابانها خلوت
شیطان بیکار
مخابرات ورشکسته
همه میرن بهشت.


[ جمعه 1390/03/20 ] [ 16:58 ] [ رهاوغزل ]

در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یک شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد... پس ازپایان کار، هنگامیکه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یک گل فروش هلندی به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.

.



.

.

.

.

.

چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می‌زدند که پس این مردک چرا مغازه‌اش را باز نمی‌کند

[ جمعه 1390/03/20 ] [ 16:36 ] [ رهاوغزل ]

آیا پایمال شدن حقوق زنان صحت دارد؟

         b81874ede5ddc5831dd894b2385774b4 آیا پایمال شدن حقوق زنان صحت دارد؟ (طنز)

آیا پایمال شدن حقوق زنان صحت دارد؟  

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟ از کودکی شروع میکنیم :

در کودکی: پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد. خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟
روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود : پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند
 هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند : پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود
هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد : پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند
روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد : پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟
در ۱۸ سالگی : پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .
 در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند
 در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.
در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند. دخترها میگویند : مرسی!
در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند . دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.
هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند
هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد
هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ. کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند …
[ شنبه 1390/03/14 ] [ 19:1 ] [ رهاوغزل ]

تصور کنید اگر انسان دم داشت چه تغییراتی

در زندگی اش ایجاد می شد

c6nxcqlo.jpg

 

نظر یادت نره ه ه ه ه ه

[ چهارشنبه 1390/02/14 ] [ 13:18 ] [ رهاوغزل ]

 

تست ریاضی خیلی باحال 

امروز میخواهیم با هم کمی ریاضی کار کنیم
 
هدف از کلاس امروز حل برخی معادله های بسیار ساده است که شما در مدرسه آموخته اید.
البته اگر هنوز به خاطر داشته باشید...
در اینجا من به شما 3 رقم و یک نتیجه خواهم داد، شما باید با قرار دادن علامت های صحیح معادله را کامل کنید.
برای درک بهتر ابتدا یک مثال را با هم حل میکنیم، باقی معادله ها به عهده ی شماست:
2 2 2 = 6
این رابطه اینجوری درست میشه:
2   + 2   + 2 = 6
ساده بود نه؟ حالا بقیه ی معادله ها را حل کنید.

1 1 1 = 6
2 2 2 = 6
3 3 3 = 6
4 4 4 = 6
5 5 5 = 6
6 6 6 = 6
7 7 7 = 6
8 8 8 = 6
9 9 9 = 6

.
.
.
خب؟ تونستید حل کنید؟
چی؟ فقط دومی رو؟! اون که مثال خودم بود...
و ششمی رو؟ وای خدای من! خیلی سخت بود نه؟!
6  + 6  - 6 = 6
نابغه!!!
بقیه چه طور؟
کمک می خوای؟
اوه! معلومه که نه! پاک فراموش کرده بودم شما یک
نابغه هستی...
حدس می زنم که از عهده ی سومی هم بر اومدی
3 × 3 - 3 = 6
شاید از عهده ی پنجمی
5 / 5 + 5 = 6
و با یه کم شانس هفتمی...
-7 / 7 + 7 = 6
هنوز به نظرت غلطه؟ ببین: - (7/7) = -1 و در نتیجه 7 - 1 = 6
حالا میریم سراغ اونها که یه کم مشکل تر به نظر میان...
چهارمی
 √4 + √4 + √4 = 6
نهمی
√9 × √9 - √9= 6
هشتمی رو چی میگی ؟؟؟؟
3√8 + 3√8 + 3√8 = 6
اووووووووه! اینم برای خودش ایده ای بودها....
.
.
.
.
.
.
.
بسیار خب، کلاس امروز هم تموم شد...
اوه بله، حق با شماست... هنوز تموم تموم نشده، معادله ی اولی باقی مونده...
(1  + 1 + 1)! = 6
خب راستش استعداد
ریاضی تون کمی پایینه!
فاکتوریل: فاکتوریل یک عدد حاصل ضرب تمام اعداد طبیعی کوچکتر و مساوی آن عدد تا 1 است.
فاکتوریل را با علامت تعجب نمایش می دهند!

باحال بود ، نه؟؟؟؟
حالا وقتشه که برای دوستاتونم که ادعاشون میشه بفرستین

[ پنجشنبه 1390/01/18 ] [ 16:51 ] [ رهاوغزل ]
 
معادله ۱

انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

و بنابراین

انسان - تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه



معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابراین

مرد - درآمد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه


معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

و بنابراین

زن - خرج پول = الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه



نتیجه گیری:

از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند

پس:

فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.

و

فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.


بنابرین داریم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول


و از فرضهای ۱و۲ نتیجه منطقی و اخلاقی میگیریم که:


مرد + زن = ۲ الاغی که با هم به خوشی زندگی می کنند!
[ یکشنبه 1389/12/22 ] [ 16:27 ] [ رهاوغزل ]
دانشمندان تونستند 4 دلیل نابودی دایناسور ها پیدا کنند 

دایناسور | www.mr-star.net


[ پنجشنبه 1389/11/14 ] [ 19:57 ] [ رهاوغزل ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی كن ولبخند بزن فقط به خاطر كسانی كه با لبخندت زندگی میكنند
امکانات وب
بک لینک فا